تبليغاتX
لنگرود با صفا - حکمت الهی

گنجشک به خدا گفت : لانه ی کوچکی داشتم که آرامگاه خستگی و

سرپناه بی کسی ام بود ، اما طوفانِ تو آن را از من گرفت . کجای

دنیای تو را گرفته بودم ؟! خدا گفت : ماری در راه لانه ات بود . تو

خواب بودی ، باد را گفتم لانه ات را واژگون کند ، تو از کمین مار پر

گشودی ! چه بسیار بلاها که از تو به واسطه ی محبتم دور کردم و تو

ندانسته به دشمنی ام بر خاستی.

+ نوشته شده توسط مهیار زاهدی در پنجشنبه 16 آبان1387 و ساعت 8:30 بعد از ظهر |